آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
دوستان من
  • آبراکساز
  • كرونا
  • زخمی
  • سالی
  • سوسن
  • هما
  • صبا 2
  • لادن
  • محک
  • کتابخانه کودک
  • کانون فارغ التحصیلان فنی تهران
  • پروژه شهر سالم
  • مينيماليده!
  • سبزکاران گیلان
  • علي -شعر
  • پرتال پزشکان ایران
  • اخبار حوزه سلامت
  • وبلاگ های پزشکان
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیافزود
عروسی
نویسنده: صبا - ۱۳٩٠/۱۱/٧

گفتم .... قبول کرد و شروع کردم به نوشتن فرم پیشنهادی و چهارشنبه نشون دادم و قرار شد برای فردا تکمیل کنم ... که تا این لحظه، کاری نکردم ...

چهارشنبه با خستگی زیادی در عروسی دوست عزیزم شرکت کردم، که خیلی خوش گذشت ... به جز یه مواردی که عادی نمی شود ... و باعث شد اون شب و دیروز در گیر با یک سری افکار و اغتشاشات ذهنی باشم ... موجودی اهریمنی در وجودم به خودم حمله می کرد و من مونده بودم بین دو این پاره وجودم که اصلاً به هم رحم نمی کردند ... عداوتی سرشار از تحقیر و ترحم ...

ناخوشی روحی باعث شد دیروز را کاملاً از دست بدهم با این همه، به خاطر همین موضوع پروژه از استادم دوم ام وقت اضطراری خواسته بودم و او هم با همه مشغله اش، دیروز قبل از ظهر وقتی در اختیارم گذاشت ... از جلسه راضی ام ... اصولاً استاد دومم بر خلاف اولی .... بسیار همدل و همراه است و راهنمایی هایش به شدت راهبردی و کلیدی است ... مجموعه سیاست هایم را تایید کرد و قرار شد ... فرم ها را تکمیل کنم ...

امروز دیدم واقعاً دیگه با این وضع این کامپیوتر نمی تونم کنار بیام ... چند بار سعی کردم ویندوز رو از سر نصب کنم که تاکنون تمام تلاش هایم بی نتیجه مونده و وقتم حسابی تلف شده ... عصر هم باید در یک مراسم ختم حضور بهم برسانم ...

اما خبر خوشحال کننده این که جانی دپ (بازیگر محبوب من) به عنوان بهترین بازیگر ده سال اخیر جهان شناخته شده ..هورا

من از فیلم های جانی، روزی روزگاری در غرب، شکلات، ادوارد دست قیچی، در جستجوی ناکجا آباد، سوئنی تاد، چارلی و کارخانه شکلات سازی رو دیدم و متاسفانه هنوز سه گانه دزدان دریایی کارایب و آلیس در سرزمین عجایب رو ندیدم.

 

 

نظرات ()



این پرشینه ...
نویسنده: صبا - ۱۳٩٠/۱۱/٥

هیچ وقت اختلال در دسترسی به بلاگ های پرشین، بخش ارسال نظرات و همین طور صفحه مدیریت در این دو سال، به افتضاحی این چند روز نبوده ... ثانیه به ثانیه وضع عوض می شود ... من نمی دونم این مسئله یه مشکل فنی که باید مدیریت پرشین اون رو برطرف کنه و یا به دلیل مزاحمت های بیرونی است و رفع آن در ید مدیریت سایت نیست ؟!... شاید دشمن در این فقره هم دست دارد!!! ... به هرحال بلاگ های با پسوند بلاگفا کاملاَ‌ در دسترس هستند ...

الان هم شانسی تونستم وارد بشم و بنویسم ... چند دقیقه قبل دسترسی به سایت ممکن نبود ... تازه معلوم نیست این کع می نویسم، منتشر بشه یا نه ... همین الان اون پایین نوشته امکان اتصال به سایت پرشین وجود ندارد .خنثی

نظرات ()



 
نویسنده: صبا - ۱۳٩٠/۱۱/۳

از معجزات دولت اینکه به خواب نرفته توانستید احساس اصحاب کهف را درک نمایید و  بفهمید واقعاَ قرآن 1400 سال پیش چی میگفته.

نظرات ()



 
نویسنده: صبا - ۱۳٩٠/۱۱/۱

امروز برف به اون قشنگی باریده بود و من دو نفر رو هم سوار کردم و تا یه جایی رسوندم و دوربین هم آورده بودم که از مسیر و زیبایی هاش عکس بگیرم بذارم تو وب ... ولی چی شد ... دو تا خبر بد ... اول اینکه مقاله کنفرانس لیسبونم ... به صورت پوستر پذیرفته شد و دوم .. در آزمون کانون کارشناسان دادگستری هم در اولویت پذیرش قرار نگرفتم ... به عبارتی رد شدم ...

به امید روزهای بهتر ...

 

عصر نوشت: بعد از اینکه روزم خراب شد ... اومدم دیدم به همه ایمیل زدن که حالا فول پیپر رو بفرستین، بعد تصمیم گیری میشه ... حالا من موندم وقت بذارم رو موضوع یا نه ... خنثی

نظرات ()



دنیای کوچک من
نویسنده: صبا - ۱۳٩٠/۱٠/۳٠

در ایران که باشی خیلی احساس دهکده جهانی بودن بهت دست نمی دهد، مخصوصاً اگر مثل من خودت را محدود کنی به سایت های غیر فیلتر ...

حدود 3 یا 4 ماه پیش بود که از موسسه NEES ایمیلی به دستم رسید در مورد مجموعه کنفرانسهای اینترنتی برای ترویج نرم افزار Opensees، و من هم ثبت نام کردم ... دفعه اول که سر ساعت و روز به سایت محل meeting!! مراجعه کردم ... مثل گنگ ها می ماندم ... صفحه پاورپوینت Frank Mackena باز بود و حرف می زد ... اما من صدایش را نمی شنیدم ... من فقط صفحه کامپیوترش را می دیدم و خرامیدن موس روی صفحه و presentation ای که اسلاید به اسلاید جلو می رفت ... چون مباحث خیلی مقدماتی بود، نشنیدن صدای سخران خیلی هم اذیتم نکرد و از مطالب تا حدودی استفاده کردم ... اما خیلی هم احساس مشارکت در بحث و دخیل بودن در meeting بهم دست نداد ...

دفعه قبل ... حدود یک ماه پیش بود ... از خانه متصل شدم و اتفاقا موضوع جلسه برایم مهم و سوال برانگیز بود .. در کمال تعحب من این بار صدای vesna را می شنیدم که روی اسلاید ها توضیح می داد ... بعد تمام شدن ارائه نوبت پرسش و پاسخ شد و من سوال ام را فرستادم و در کمال تعجب من، وسنا مرا به نام خطاب کرد که صبا از ایران می پرسد ... و بعد هم جواب ام را داد، که البته به دلیل سرعت اینترنت در همان لحظه صدایش قطع شد ...خنثی

هر جلسه این برنامه به دلیل تفاوت ساعت در تمام دنیا در دو نوبت اجرا می شود. من نوبت فردا صبح اش که به وقت ایران 4 صبح می شد را هم شرکت کردم ... و این بار جواب سوال ام را شنیدم ...

احساس فوق العاده ای بود ... زنده و مستقیم با متخصص مربوطه در کالیفرنیا صحبت کردم و ... نمی تونم توصیف کنم که چقدر خدا رو شکر کردم که تونستم تو اون جلسه باشم ... نمی تونم بگم که چقدر برای اون تیم و برگزار کنندگان جلسه انرژی مثبت فرستادم و ازشون ممنون شدم ...

حالا نوبت بعدی این جلسه درست افتاده تو عروسی بهترین دوستم و البته جلسه بعدش جمعه 3 صبح و من طبعاً باید تو اون شرکت کنم .. امیدوارم این جلسه هم بتونم استفاده لازم رو ببرم چون موضوع اش خیلی به دردم می خوره ...

نظرات ()



و باز هم جدایی
نویسنده: صبا - ۱۳٩٠/۱٠/٢٩

می گویند همه قصه های دنیا یکی است و همه را مولانا در بیت اول نی نامه گفته:

بشنو از نی چون حکایت می کند وز جدایی ها شکایت می کند

همه قصه ها، قصه عشق اند، قصه جدایی و دروی از اصل و اصالت ... همه قصه ها یکی هستند و تفاوت آنها در تاثیرگذاری و زیبایی، به دلیل تفاوت در هنری است که در بیان و ابرازشان به کار رفته ... تفاوت در ظرافت و نکته سنجی موجود در خلق شان است ...

وقتی "جدایی ..." را دیدم تصمیم گرفتم، در مورد فیلم هایی که می بینم و تاثیری که می پذیرم در وبلاگ بنویسم ... یک بار هم در پاسخ به کسانی که "جدایی ..‌. " را سیاه و تلخ خوانده بودند .. چند کلامی نوشتم و اینجا هم می توانید مصاحبه خواندی کیومرث پوراحمد را بخوانید در مورد موفقیت های فرهای و فیلم اش...

در این روزگار خالی از امید و پر از خنده های مصنوعی ... موفقیت "جدایی ..." بسیار دلچسب و خواستنی بود ... باشد که مستدام باشد.

نظرات ()



Marley & Me
نویسنده: صبا - ۱۳٩٠/۱٠/٢٤

دیگه مطمئن شدم که فیلم های مورد علاقه من باید یه جوری رئال باشن ...البته عشقولانه و خانوادگی هم باشن و ... ولی خیلی دنبال ماجراهای پیچیده تو فیلم نیستم ...

این فیلم هم بر اساس یک کتاب به همین نام هستش ... که بر گرفته از زندگی "جان گروگن" نویسنده روزنامه ای در فلوریداست... فیلم درباره سگی خونگی و سفیده که از اولین روزهای زندگی این زوج وارد زندگی شون میشه ... سگی به شدت غیر قابل تعلیم ... پر سر و صدا ... شلوغ و ... به عبارتی بدترین سگ دنیا که همیشه یه کاری می کنه تا صاحبانش شرمنده بشن ... فیلم به شدت خانوادگیه ... 13 سال از زندگی این زوج ... بچه دار شدنشون .... تغییر محل زندگی شون ... ارتقاء شغلی و ...

فیلم رو دوست داشتم ... شاید دوست دارم ... من هم یه همچین زندگی رو می داشتم ...

منولوگ پایانی:

John Grogan: A dog has no use for fancy cars, big homes, or designer clothes. A water log stick will do just fine. A dog doesn't care if your rich or poor, clever or dull, smart or dumb. Give him your heart and he'll give you his. How many people can you say that about? How many people can make you feel rare and pure and special? How many people can make you feel extraordinary?

البته من بر خلاف توصیه فوق ... دنبال اینم که یه آدم این احساسه به من بده

نظرات ()



اسب حیوان نجیبی است
نویسنده: صبا - ۱۳٩٠/۱٠/٢٠

کم پیش می آید ... یا اصلاَ پیش نمی آید ... برای من که، خیلی وقت است پیش نیامده ... خیلی وقت است فیلمی اینقدر رویم تاثیر نگذاشته ... جالا هم بی خودی سعی می کنم .. یه جوری کلمات را پشت سر هم ردیف کنم .. تا شاید از این مستی خلاص شوم .. شاید من هم مثل "مسعود" در مستی حرف های بهتری زدم.

"اسب ..." در  این چند سال اخیر بهترین فیلمی است که دیده ام ... از این فضای سرگردانی و حیرانی ... از این دنیای درهمی و بهم ریختگی ... هرچه "جدایی" سعی می کند با روشی عقلانی و منطقی ... اوضاع وخیم یک خانواده را به سامان کند ... شده با دروغ با کتک ... آدم های "اسب.." به نوعی بی تفاوتی دوست داشتنی رسیده اند ... ته ته اش با ماشینشان می کوبند به ماشین یه غریبه بدبخت تر و در می روند ... برای خلاصی از کابوسی که اسیرند .. شده برای چند دقیقه قاتل می شوند ...

و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست ... گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد ... چشم ها را باید ..

کافیست شما هم با این آدم ها همراه شوید ... در آوارگی شبانه شان شریک شوید ... و لحظه ای تنهایی و بن بستی که در آن اسیرند را حس کنید ... خواهید دید که دنیا و تحمل آن چقدر راحت تر است .. آن وقت به راحتی به تازه مرده ای خواهید خندید ... کافیست کمی جدی باشید .. و با لحن کاملاَ جدی شوخی کنید ... مثل زندگی .. که شوخی جدی است ... از یک پوچی شروع و به پوچی دیگری ختم می شود ...

برای خاطر "اسب ..." بعد مدت ها با مجله فیلم آشتی کردم ...

 

نظرات ()



Find out your biological age
نویسنده: صبا - ۱۳٩٠/۱٠/۱۸

در این سایت می توانید با وارد کردن سال تولد تون و جواب دادن به 25 سوال که بیشتر به مربوط به شیوه زندگی و کار و غذا خوردن و ورزش کردنتون میشه ... مطلع بشین که از نظر بیولوژیکی شما چند ساله هستین!

برای محل زندگی من چین رو انتخاب کردم ... :دی

اینم نتیجه اش:

از خود راضی با افتخار باید عرض کنم که من 5 سال از سن واقعی ام جوان ترم و کافی است، بیشتر ورزش کنم ... غذاهای پرچرب رو کمتر بخورم ... 6 لیوان در روز اب بخورم!! و 5 وعده میوه و سبزیجات و ...

شما هم امتحان کنید.

نظرات ()



 
نویسنده: صبا - ۱۳٩٠/۱٠/۱۱

 

گر کار فلک به عدل سنجیده بدی

 احوال فلک جمله پسندیده بدی

 ور عدل بدی بکارها در گردون

کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی

"خیام" از نسخه محمد علی فروغی و قاسم غنی

 

جنگ نمی شود ... خیالتان راحت ... اگر شد .. نیازی نیست نگران پس از آن باشید ...

حالم از روزگاری که در آن زندگی می کنم و ابلهانی که بر مسند کارند و هر کثافت دیگری که در این مملکت کوفت و زهر مار است بهم می خورد ..

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »
عناوین مطالب منتشر شده این وبلاگ