مفلسانیم و هوای می و مطرب

اول این تشویق نرم لنگ دراز رو ببینید دلتون وا شه حالا تا .

.

.

این روزهای من، حکایت سرگشتگی و حیرانی اند در این بحر معما. مانده ام حیران که، کی کجا چه طور و چه جوری؟

یکی می گوید رفتن اینها یعنی رفتن ایران، و من به چشم خود می بینم که در بودن اینها، نه ایران، بلکه هر نکویی دارد می رود.

چند روز پیش یک صورت جلسه مدیران ارشد دولتی به دستم رسید.در یکی از همین جلسات استانی می دانید راجع به چه چیزی حرف می زنند و تصمیم می گیرند. چرت.

١- ما به اسلام و انقلاب ایمان داریم و در سیاست هایمان باید به فرمایشان امام و مقام معظم رهبری مراجعه کنیم.

٢- کارها با روند عادی و مادی به نتیجه نمی رسند اما با طرح جدید و نیروی معنوی به نتیجه می رسیم.

٣- باید در سال کار مضاعف و همت مضاعف تلاش را بیشتر کنیم. لذا در کارها باید جدیت  به خرج دهیم.

و .

.

.

من از آن روز که دربند توام آزادم پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌نکند در من از بس که به دیدار عزیزت شادم خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبت تا بیایند عزیزان به مبارک‌بادم من که در هیچ مقامی نزدم خیمه‌ی اُنس پیش تو رَخت بیفکندم و دل بنهادم دانی از دولت وصلت چه طلب دارم؟ هیچ! یاد تو مصلحت خویش ببرد از یادم به وفای تو کزآن روز که دلبند منی دل نبستم به وفای کس و در نگشادم تا خیال قد و بالای تو در فکر منست گر خلایق همه سَروَند، چو سرو آزادم به سخن راست نیاید که چه شیرین سخنی وین عجبتر که تو شیرینی و من فرهادم دستگاهی نه که در پای تو ریزم چون خاک حاصل آنست که چون طبل تهی پربادم می‌نماید که جفایِ فَلَک از دامنِ من دستْ کوته نکند تا نَکَند بنیادم ظاهر آنست که با سابقه‌ی حُکم اَزَل جَهد سودی نکند، تن به قضا دردادم ور تحمل نکنم جور زمان را چه کنم؟ داوری نیست که از وی بستاند دادم دلم از صحبت شیراز به کلی بگرفت وقت آنست که پُرسی خبر از بغدادم هیچ شک نیست که فریاد من آن جا برسد عجب ار صاحب دیوان نرسد فریادم سعدیا! حب وطن گر چه حدیثیست صحیح نتوان مُرد به سختی که من این جا زادم

/ 3 نظر / 2 بازدید
سائده

ايران همون سي سال پيش با رفتن اين‌ها رفت. آدم ياد اين فيلم فضايي‌ها ميوفته كه يك سري از سياره ديگه اومدن كه زمين رو تسخير كنن و ... . بيچاره يه چيزهايي از نور و اينها مي‌گفت ما باور نكرديم مسخره‌ش كرديم [چشمک]

سائده

اصلاح مي‌كنم. رفتن=اومدن [نیشخند]

سالی

شنیدی که ک.ر.و.ب.ی چی گفته[خنده]