480 آشغال های دوست داشتنی

بالاخره قسمت شد و من هم این فیلم را دیدم. تصور نمی کردم بپسندم. به خصوص که از افراد مورد وثوقی در رد فیلم شنیده بودم. به نظرم برچسب سیاسی به خمیرمایه فیلم لطمه جدی زده بود. این فیلم بدون اون اشارات "رو" به وقایع 88 هم فیلم قابل تحملی برای یک ساختار تک صدا نیست. پولاریزاسیون یا قطبش در جامعه ایران چندان مالوف نیست و از این رو، شنیدن گفت و شنود افراد داخل قاب عکس، بعضاً شوخی ها و رنجش شون از هم جذاب و تماشایی بود. اگر بخوان نظراتم را در چند آیتم خلاصه کنم باید بگم:

1- افراد داخل قاب عکس تیپ بودن و هنوز تا تبدیل شدن به یک شخصیت فاصله داشتن. فیلم ، داستان خیلی با سر و تهی نداشت.

2- ایده استفاده از قاب عکس ها و گفت و شنود این عکس ها هرچند احتمالا از جایی اقتباس شده و اصیل نیست اما جالب بود. این ایده از تکنیک اجرا مناسبی هم برخوردار بود.

3- دلم برای منیر سوخت برای پیرزنی که مصاحب ایام تنهایی ش، تعدادی آشغال دوست داشتنی هستن که حتی بعد از مردن و رفتن شون از این دنیا حاضر نیستن دست از کشمکش و تضاد بر دارن. خیلی از تضادها و کشمکش ها از همین نوعی هستن که در فیلم به نمایش در اومد و متاسفانه همواره افرادی مثل منیر وجود دارن که خواسته های ساده و پیش پا افتاده شون قربانی این تضادها و کشمکش ها میشه. به نظرم همین موضوع با استفاده از ایده قاب عکس ها می تونست منجر به فیلم بسیار جذاب و قوی بشه که در سایه برچسب های سیاسی به حاشیه رفت و دیده نشد.

/ 0 نظر / 137 بازدید