ای همه گل های از سرما کبود

امروز ٢٩ دی ماه است ولی برای من درست مثل روز اول دی ماه فروغ است. سرد، بی هویت یخ زده. تمام دل خوشی های این روزهای اخیرم، ناگهان برایم کم رنگ شد. از کسانی بدم آمد که تا حالا سعی می کردم با عینک بد بینی نگاه شان نکنم. امروز اولین مطلبم با تگ سیاه را منتشر کردم. امروز، روز نبود، از همان سپیده دم، شب بود.

این جور وقت ها دلتنگ می شوم، دلتنگ یک چیز مبهم.

ای همه گل های از سرما کبود
خنده هاتان را که از لب ها ربود؟
مهر، هرگز این چنین غمگین نتافت
باغ، هرگز این چنین تنها نبود

تاج های نازتان بر سر شکست
باد وحشی چنگ زد در سینه تان
صبح می خندد خودآرایی کنید!
اشک های یخ زده، آیینه تان

رنگ عطر آویزتان بر باد رفت
عطر رنگ آمیزتان نابود شد
زندگی در لای رگ هاتان فسرد
آتش رخساره هاتان دود شد!

روزگاری، شام غمگین خزان
خوش تر از صبح بهارم می نمود
این زمان   حال شما، حال من است
ای همه گل های از سرما کبود !

روزگاری، چشم پوشیدم ز خواب
تا بخوانم قصه ی مهتاب را
این زمان دور از ملامت های ماه 
چشم می بندم که جویم خواب را

روزگاری، یک تبسّم، یک نگاه
خوش تر از گرمای صد آغوش بود
این زمان بر هر که دل بستم دریغ
آتش آغوش او خاموش بود

روزگاری، هستی ام را می نواخت
آفتابِ عشقِ شورانگیزِ من
این زمان خاموش و خالی مانده است
سینه ی از آرزو لبریز من

تاج عشقم عاقبت بر سر شکست
خنده ام را اشکِ غم از لب ربود
زندگی در لای رگ هایم فسرد
ای همه گل های از سرما کبود… !

این هم وبلاگ محمد آقازاده، همان معرفی خودش را که خواندم آه از نهادم بر آمد.

/ 5 نظر / 2 بازدید
سائده

[تعجب] سر صبح مگه کجا رفتی که اینجوری شدی؟! روزگار بدی شده عزیزم ولی راهی به غیر از زندگی نیست [چشمک]

صبا

به یک از بچه ها شرح اتفاقات امروز صبح دادم برام ایمیل زد و شعر زیر رو نوشت چون کاملاَ‌مرتبت با این پسته اینجا می نویسم ببخشید اگر حمل بر خود ستایی میشه. من در این زمینه ید طولایی دارم فلک به مردم نادان دهد زمام مراد تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس

ماتئي

بعضي روزا هم اينجورين ديگه از وقتي بيدار يم شي تا وقتي مي خوابي يا شبه يا خورشيد دم غروبه سلام

ماتئي

دوست خوب زياده بايد حفظش كني فقط سلام

بانوي ارديبهشت

سلام صبا جان خیلی وقت ها براي کساني عشق و محبت صرف میکنیم که ارزشش را ندارند . مقصر آنها هستند يا ما؟ آنها قدر علاقه را نمی دانند یا ما قدرت تشخیص نداریم ؟ این سوالی است که این اواخر مدام در ذهنم مرور می شود.