آیا ...

آیا نوشتن می تواند شفا دهد؟ آیا گریستن می تواند درد را از بین ببرد؟ آیا می توان با خندیدن فراموش کرد؟ آیا هیچ راه فراری وجود دارد؟ آیا در انتهای خیابان بن بست؛ برای دل امیدواران راهی مخفی در نظر گرفته شده است؟ آیا صبر کردن تنها راه است؟ آیا می توان جایگزینی برای حرف زدن پیدا کرد؟ آیا عدم یعنی نبود هیچ چیز، حتی عدم؟

سرم درد می کند، دلم آشوب است و انگار هیچ نجات دهنده ای اصلاً از آغاز وجود نداشته.

پینوشت: این پست برای خداحافظی موقت تا آخر امتحانات، تحویل پژوهش ١، انجام پروژه های درس ها و ... نوشته شده. اما مگر من می توانم به غیر از نوشتن خودم رو آرام کنم. مخصوصاً که این جور مواقع تنها چیزی که ذهنم را از پریشانی ها و مشکلاتم دور می کند نوشتن است.

پینوشت٢: مثل سال ها پیش، دوران راهنمایی که تمام ذوقم برای درس خواندن دیدن سریال شب بود، حالا هم به امید تنها سریال مورد علاقه ام "در چشم باد" این لحظات بد را تحمل می کنم.

--------------------

گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود

بار بست و به گردش نرسیدیم و برفت

/ 5 نظر / 2 بازدید
سالی

نوشتن شفا نمیده اما مسکن خوبیه آدم رو اروم میکنه درد رو کم میکنه یا شاید تحملش رو راحت تر میکنه امیدوارم کارهات به خوبی پیش برن

بانوي ارديبهشت

سلام صبا جان در مورد نوشتن با سالی موافقم . امیدوارم امتحانات رو پروژه ات رو به خوبی پشت سر بگذاری.[گل][ماچ]

ماتئي

بله بله خیر خیر خیر خیر بله احتمالا جواب سوالاتت بود به ترتیب! ضمنا نجات دهنده در گور خفته است سلام

ماتئي

مثلا من الان دارم هيچكاك مي بينم سنم قد مي ده يه وقتي كه هيچكاك فيلم ميساخته؟ نبينم ازين بهوته هاي واهي بياري ديگه پاشو برو از ويديو كلوپ دندون مار رو بگير ببين پاشو