دیوار برلین

خلاصه اش می شود این که، وقتی دیوار برلین فرو ریخت (که اتفاقاً همین دو سه هفته پیش بیستمین سالگردش بود) مردم برلین شرقی گمان می کردند، دیگر همه چیز درست می شود، دیگر آنها به آزادی رسیدند. فکر می کردند با آمدن اقتصاد آزاد انواع نابرابری هایی که تا از قبل از فروریختن دیوار به عینه نمی دیدند، اما بی خبر هم نبودند، جای خود را به آزادی، برابری و رونق اقتصادی می دهد.

اما دریغ هنوز هم سال هاست که مردم برلین شرقی با برلین غربی فرق می کنند، رنج سال های حکومت قبل را حس می کنند و نا برابری را به چشم می بینند. چیزهای رنگ و وارنگ را فقط از پشت ویترین ها می بینند و حسرت می خورند. گاهی دلشان برای دل خوشی های ناشی از بی خبریه دهکده محدوده سابق تنگ می شود.

هراس من هم از روزی است که تا این ایران بیچاره ما تا کاملاً شبیه افغانستان و سایر ممالک عقب مانده مختلفه نشده و تا وقتی که تمام نفتمان به تاراج نرفته و از هر فن و تکنولوژی و موهبتی کاملاً عقب مانده و بی بهره نشدیم، آزادی به ما رو نکند. همین.

پینوشت1: اینجا هم کم کم گرم می شود، زندگی بهتر می شود. نفس باد صبا مشک شان می شود.

پینوشت2: این sms اومد جالب بود: ای دست آویز بیگانه، ای آشوبگر نا آگاه بی بصیرت، ای فریب خورده، ای مخل امنیت اجتماعی، ای شرور، ای جاسوس، ای اوباش، ای دانشجو روزت مبارک.

پینوشت3: امروز 3 آذر اهورایی قندچی، شریعت رضوی و بزرگ نیا ... جایشان خالی. یاد آن روزها که در فنی یادشان را گرامی می داشتیم به خیر.

پینوشت4: شنبه رفتیم بی پولی رو دیدم، ولی چون سینمای بغل خونمون رفتیم، صدا ها خیلی خوب نبود، خیلی از جاهاشو نشنیدم. برا خنده خوبه اما غلو شده دیگه ... به نظرم با این درجه از غلو، خنده دار تر هم می تونست باشه! اونجاش که تو اتوبوس داشت تعریف می کرد که رفته طرف های شیر پاستوریزه برا مسافر کسی و ... از خنده مرده بودم.

/ 1 نظر / 2 بازدید
شاه رخ

من اونجايي كه يارو درباره زنا نظر مي داد و ميگ فت اگه خوشكل نباشن با بيرحمي از خودم دورشون مي كنم خيلي خنديدم! روز دانشحو هم مبارك هم . .. همون مبارك من به آينده اميدوارم يعني نفتمونم تموم بشه گاز هست مس هست اورانيوم هست پسته هست بلوط هست . . . يعني تا تموم شدن بلوطا هم آزادي نمياد؟ مياد ديگه! سلام تو فكر عوض كردن اسم وبلاگ هستيم زيادي داره غلط انداز ميشه