450 خانه پدری

در جشنواره سال پیش، من همین یک فیلم را دیدم ... چطور از حضور فیلم و زمان اکران اش مطلع شدم را یادم نیست .. اما یادم هست که یک روز تعطیل بود ساعت 13 رفتم برای خرید بلیط اکران ساعت 19،  نشد... اما اینقدر علاقه مند توی صف بود که اکران فوق العاده 11 شب گذاشتند .. و من هم موفق شدم بلیط بگیرم .. (جزئیات آن روز صف، بلیط و کمکی که یه سرباز وظیفه برای خرید بلیط بهم کرد و ... خودش یک حدیث مفصل و شنیدنی است ...)

الان نزدیک 11 ماه می گذرد .. اگر احیانا مطلبی هم بخواهم بنویسم خیلی جسته گریخته و پراکنده خواهد بود ... بنابراین فقط به  سه تا نکته زیر اشاره می کنم 

1- "هیچ کتابی برای همیشه در کشو باقی نمی ماند" (بگمانم دیالوگی از فیلم "قصه ها" ی خانم بنی اعتماد باشد) تا این جایش مهم بود که عیاری "خانه پدری" را بسازد و حتی شده محدود، اما مخاطب فیلم را ببیند ... "خانه پدری" از آن دست اشیا قیمتی است که گذر زمان نه تنها از ارزش اش نمی کاهد .. بلکه هر بار ممانعت از نمایش اش، سندی بر تایید محتوایش می شود ...  

2- من البته فیلم را روایت بی طرفی از تاریخ ایران و مردسالاری حاکم بر آن و ستمی که بر مردان و زنان اش  (تاکید می کنم مردان و زنان اش) رفته نمی دانم .. اما واقعا چند فیلم را سراغ دارید که از زیر زمین تاریک خانه پدری اش، صدای خفه زنان ستم دیده اش به گوش می رسد .... فیلم های از جنس "یک حبه قند" در این سینما کم نیستند، "خانه پدری" باید یک تنه بار این فریاد را به دوش بکشد ....

3- امیدوارم هرچه تعداد بیشتری فیلم رو ببینن ... و یک تشکر از آقای عیاری و یک تبریک و قدردانی تقدیم ایشون .. همین

بعد نوشت: درباره اشعار جان دونه 

شعر زنگ ها برای که به صدا در می آیند از جان دونه

در مورد سعدی 

ترجمه هایی از شعر بنی آدم اعضای ... 

اشاره به این شعر در goodreeds 

مدیتشین 17 از جان دونه 

/ 1 نظر / 17 بازدید
corona

سلام. کریسمس مبارک. حالا فیلم به این قشنگی و از کجا بیاریم ببینیم؟ سی دی ش توو بازار اومده آیا؟ سال 2015 پر باری برات آرزو می کنم [قلب]