تفریحات سالم

١- شرح تفریح:

جمعه قرار گذاشتیم با دوستان بریم کوه. درکه. رفتیم. از همون میدون پایین دانشگاه شهید بهشتی که رد شدیم، ماشین ها پارک می کردن. ما هم یکی مون ماشین رو گذاشت و اومد با هم بریم. هر چی می رفتیم جلوتر، دیگه جا نبود و مامورین کارت پارک (به غیر از ایام تعطیل) به سرعت در حال نوشتن برگه کارت پارک بودن*!!! و ما همچنان می رفتیم می خواستیم اون قسمت باریک و رد کنیم و از میدون درکه بریم پایین و طبق معمول هر جا، جا پیدا کردیم، بذاریم و در ریم.

القصه وسط دیدم یه کامیون پلیس راه و بسته و به همه می گه دور بزنن. در عرض چند ثانیه ترافیک شد (یکی نیست بگه آخه ته بن بست یادتون افتاده راه و ببندیم و نذاریم کسی بره، خب یه ذره زودتر و ...) خلاصه دور زدیم و عطای درکه را به لقایش بخشیدیم و رفتیم. دوستمان ماشینش را برداشت و پیچانیدم طرفه توچال و ولنجک. وضع ولنجک بهتر نبود. کلی سربالایی تو ترافیک وایستادیم تا برسیم دم در پارکینگ (ماشینمان افت توان پیدا کرده اصلاً سربالایی را نمی کشیدناراحت)

به هرحال از ورودی رد شدیم و سرگردان شدیم داخل پارکینگ تا بالاخره یه جایی پیدا کردیم و پارک کردیم و تفریح مان را اغاز کردیم. برای همین پارکینگ ١۵٠٠ تومان در هنگام خروج ازمان گرفتند. عمرشان دراز باد.

رسیدم سر راه آسفالت که دیدیم اتوبوس!!! آخ جون. پولی بود. زورمان آمد. پیاده گز کردیم تا سر کوه و ...

٢- بچگی ها:

یادش بخیر اون بچگی ها رو که بابایی ما رو می زد کولش می برد توچال. من می شستم رو شانه هایش و تمام راه آسفالت را می رفتیم و کلی ذوق می کردیم. از بالا همه را دید می زدم و ... آن روزها اینقدر تفریح سخت نبود. خیابان ها شلوغ نبود. جای پارک همه جا بود. دلم برای اون روزها خیلی تنگه.

٣- پینوشت:

* یه بار چند وقت پیش، آقای کارت پارک دید که ما به خاطر اون، نگه نداشتیم و رفتیم پایین تر. همین طور دنبال ما راه افتاد و اومد. هی ما می رفتیم هی اون می اومد. جاهایی که اصلاً تابلو کارت پارک نداشت و ... خلاصه یه جایی فرسنگ ها دورتر از کوه نگه داشتیم و جناب کارت پارک خوشو رسوند به ما و بدون پرس و جو پلاک ها رو نوشت و ...

ولی ما با تمام پر رویی پرداخت نکردیم و هر چی آقاهه اصرار کرد ما گفتیم بابا خیابون خداست یه دونه تابلو هم ندارهعصبانیما عصبانی شدیم ولی طرف رو هم که به خاطره ما کلی سرپایینی اومده بود، رو هم ضایع کردیم.

۴- نتیجه گیری:

روش مدیریت شهری: شهرداری یه تابلو می زنه و خیابون رو اجاره می ده به این شرکت ها. شرکت طرف رو میاره و بهش میگه: "مونده به خودت هر چقدر تونستی کاسب شو!!!!"

 

 

/ 5 نظر / 2 بازدید
سائده

صبا جان! خيلي از اينها خودسر اين كار رو مي‌كنن. ربطي به شهرداري نداره. احتمالا يه پولي به كميته محل مي‌‌دن و اين كار رو مي‌كنن. چون با اين كه كارشون غيرقانونيه كسي به‌شون گير نمي‌ده. من خيلي از اين پول پارك‌ها رو ندادم. ولي شش ماه پيش كه رفتم خلافي بگيرم، اصلا توي قبض خلافيم نبود. اينا رو وارد سيستم تخلفات نمي‌كنن. راستش من يه وقت‌هايي وقتي پول مي‌دم به‌شون فقط به خاطر اينه كه اونجا خلوته و امكان داره بلايي سر ماشين بيارن وگرنه مطمئن هستم كه توي خلافي حساب نميشه.

آبراکساز

خوش گذشت! [لبخند]در ضمن من تایید می کنم که نیم کلاژت خوبه!!!![چشمک]

سائده

يه زماني توي شهرداري تصميم گرفتن كه جاهاي شلوغي كه مردم خريد ميكنن و پر تردد هست، براي اينكه امكان پارك لحظه‌اي براي مردم فراهم باشه، كارت پارك‌ها رو راه‌اندازي كنن كه كسي نياد از صبح ماشين رو پارك كنه تا شب بياد ببره اونجا. اين كارت پارك‌ها رو راه انداختن. بعد از اونجايي كه همه چيز در كشور ما ايرانيزه ميشه، اين مشكلي پيش اومد كه شما مطرح كردي. هركي چهار نفر راه انداخت توي هر كوچه‌اي يه تابلو زد و شروع كرد قبض نوشتن. بازار رشوه هم كه داغ. پنج تومن به مامور شهرداري مي‌دن، ده تومن هم به كميته سر كوچه. بدبختانه ما در همه سطوح و همه اقشار مشكل داريم. ايراد از يكي- دو نفر، يا هزار نفر و دوهزار نفر نيست.

سالی

منم تفریحات سالم میخوام حالا که اینجوره منم میرم تاتر[اوغ]

سالی

خاک به سرم این چیه نوشته بیادب من زبون در آوردم[نیشخند]