دلم به درد آمده

دلم گرفته و فکر نمی کنم به این زودی ها و آسانی ها باز شود. ننوشتم جهت تسلی، نوشتم جهت استحضار.

حیف حیف حیف

فریادهای بلند در سکوت پر از غم

و حسرت تمنا و آرزو

رفتن نرسیدن و تمام شدن

فراموش می کنم

باور نمی کنم؟!

/ 5 نظر / 2 بازدید
سائده

اي بابا! نبينم دل گرفته باشه! اميدوارم اونچه باعث آزرده شدنت شده، به زودي با حل شدنش باعث خوشحاليت بشه. اگر كمكي از ما بر مياد در خدمتيم [ماچ]

سالی

من هم دلم سخت گرفته فقط دلم به این گرمه که آدمیزاد همیشه راه زندگی کردن رو یاد میگیره در هر شرایطی

زیتون

مطالب اخیر بادام ازلینک تغذیه درمانی زهره خانم لبخند فخرالسادات محتشمی وآسیه باکری و استبدادگران فرقه خونخوارمصباحیه روسیاه شدندوجعفرپناهی راآزادکردند تفاوت دولت سبزالله وپیغمبربادولت سیاه انجمن حجتیه وفرقه مصباحیه درآیات سوره یونس تحلیل سما ازسپهر سیاست اثرمخرب کمبود ویتامین ب دربدن سقوط سن سکته به سه سال

آبراکساز

جالبه! جمله هات از جنس حرفای منه!!! "دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور..."

کویر

آره بابا باور نکن. منم باور نمی کنم[چشمک] برقرار باشی